با همه تعریفای قراردادی و پیش فرض فرق داره.
همونیه که منو پذیرفته.
با تمام عیبها و کاستی هام منو پذیرفته.
همون بی نهایتیه که به خاطر اشتباهام، بودنشو ازم نمی گیره
. همونیه که همیشه هست، چه توی خنده هام، چه گریه هام .
وقتی که خطری تهدیدم می کنه وقتی می ترسم، اون تنها کسیه که همیشه باهامه.
اینقدر خوبه که منو شرمنده میکنه.
اینقدر دوسش دارم که هر وقت بهش فکر می کنم اشک شوق اجازه ی دیدنن میده.
دوست دارم مثل اون خوب باشم، میخوام خوبیاشو جبران کنم.
نمی دونم چه طوری اینقدر مهربونه،اینقدر صبوره........
چه خوبه که تونستم همچین بی نهایتیو تو دل کوچیکم جا بدم!
چه خوبه که اون یه لحظه هم از کمک کردن بهم خسته نمیشه
چه خوبه که یکیو دارم که همش به فکرمه و منم همش به یادشم!!....
ایلیار
(( سلام نپرسید کجا بودیم ولی باز برگشتیم.این تیکه رو هم هدیه میکنم به باران عزیزم که دوریش سخت دلمو به درد آورده))
عطش دیدار تو، دیوانه ام کرده ...
به زمین و آسمان چشم می دوزم، اما انگار هیچ نیست ...
و شاید هم هستند و من هیچ نمی بینم؛
صادقانه بگویم به هر که می نگرم از تو نشانه می جویم،
به هرکجا می رسم نام تو را می پرسم که مبادا عابر آن کوچه بوده باشی و من .... من مثل هربار دیر می رسم ....
این بار سنگینی که بر دوش گرفته ام ... چیست؟
چقدر از فاصله می ترسیدم و اکنون گرفتار آنم؛
چقدراز زمستان می ترسیدم و اکنون در بند آنم؛
چقدر از دوری می ترسیدم و حالا از عزیزترینم دورم، دور...
مثل هربار .... دیر رسیدم ، دیر...
اینجایی که منم ، باتو چقدر فاصله است ؟
چقدر فاصله تا دیدار؟ چقدر فاصله تا رسیدن؟
چقدر فاصله تا لمس و نوازش دستهای توست؟
بگو.... ای مهربان ترینم بگو...
میخوام بگم درد دوری عشق رو کشیدم سختی داره به خدا
و فقط کسی میتونه دلتنگی رو درک کنه که درد وتبستگی رو چشیده باشه.

ایلیار
به آن كه بد كرده خوبي كن , مالك او خواهي شد.
سكوت پيشه كن , انديشه ات روشن خواهد شد.
سخن را كم كن , از سرزنش در امان خواهي بود.
شكيبايي كن , به دست خواهي آورد.
از ديگران در گذر , از تو خواهند گذشت.
حضرت علي (ع)

مطلب از وبلاگ((اگر بخوای میشه))از دوست خوبمون سارا خانوم.


